خرید بک لینک

به و به و به که اینجانب در منزل به سر میبرم ؛ البته فقط چند ساعته :)))؛و من غرق در خوشی !!! 


دیدن مامان و بابا و خواهری و جو خونه خب حالم خوب میکنه ! 


اندر احوالات کار روی پروژه نقشه برداری

سه شبانه روزه پیش رو مشغول کار روی پروژه نقشه برداری بودیم و جالبه بدونید که دو بار کار رو از اول شروع کردیم ، چون متوجه میشدیم غلط رفته بودیم ! 

دفعه اول خوبتر بود ، تا نقطه 73 محاسبات انجام داده بودیم ، اما بار دوم متوجه شدیم کار از جایی که فکرش رو هم نمیکردیم ایراد داره ! باید 320 تا نقطه رو از اول محاسبه کنیم و روی یکی از مثلث هامون هم تغییراتی ایجاد کنیم :||| 


استاد "نون" استاد نقشه برداریمون هست و برعکس هر هفته این هفته کلا توی مرخصی بود ! و ما مثلا میخواستیم هر روز که میریم دانشگاه با استاد کرکسیون کنیم و اگه مشکل و اشتباهی بود به ما بگن که دوباره کاری نداشته باشیم ! 

شنبه که رفتیم و متوجه شدیم استاد این هفته کلا مرخصی هست ! خیلی بهم برخورد !!! چون استاد خودش بهمون گفت: بیان کار کنین ، منم همیشه هستم !

شنبه خودمون ی سری کارهای ریز و انجام دادیم اما واقعا لازم بود استاد باشه ...

فرداش به استاد پی ام دادم گفتم ما الان چکار کنیم ؟! و این صحبت ها...

گفت : هر موقع هر سوالی داشتین به خودم زنگ بزنین ! گفت به بقیه بچه هام بگو ! گفتم اوکی! تا فرداش همه سوال هامون نوشتم و بهش زنگ زدم ؛ و فهمیدیم به به چه اشتباهییییییی کردیم :////

دگ دست از پا دراز تر شروع کردیم به محاسبه مجدد 73 تا نقطه ! آخرش بهش گفتم چطور کارمون رو بهتون نشون بدیم ، گفت عکس بگیر ایمیل کن عکس هاش رو ! گفتم شب براتون میفرستم ، فعلا کامل نیست -_- اما خب اشتباه داشتیم و از اول باید کار میگردیم و متعاقبا تا سر شب کار تموم نمیشد ! 

دگ به بچه هام گفتم بیاین خوابگاه ما تا هر وقت که شد کار کنیم و الا با این وضعیت تا دو روز هم نمیتونیم تموم کنیم ، تازه به استاد هم گفته بودم شب براش میفرستم کارهامون رو ! اونم گفته بود منتظرم !!! این شد که از 5 نفرمون 4 تامون جمع شدیم خوابگآه و بالاخره ساعت 4 شب تموم کردیم !!! دگ بچه ها بیهوش شدن و من تازه نشستم از همه عملیات ها و داده هامون و نقشه خاممون عکس گرفتم و فرستادم برا استاد ! دگ حول و هوش 5 بود که خودمم خوابیدم!!! به واقع خیلی استرس کار رو داشتم !! شب چندین بار با فکر نقشه برداری و غلط و درست بودن ها از خواب پریدم!!! صب هم ساعت 10 و نیم با فکر اینکه وای عقبیم از خواب بیدار شدم و بچه هارم بیدار کردم ! 

موقع بیدار شدنم مثل خیلی از مواقع مشابه دگ ی راه به ذهنم رسید و اونم استفاده از نرم افزار برای تعیین میزان درستی کارمون بود ! به عضو غایب گروه پیام دادم نقاط رو به "کد" بده ببینیم چقدر کارمون درسته ... ایشون هم که مثل همیشه کار داشتن و پی ام من رو ندیدن ! خودم نشستم کشیدم و دیدم ی جای کار میلنگه و اونم اینکه یکی از نقاط درست علامت گذاری نشده و مشکل ایجاد کرده ، هر چند اون با یک سری تغییرات و محاسبات جزئی حل میشد اما به بچه ها گفتم : خب بیاین پایه کار رو محکم ببیندیم ، ما دگ با "کد" اوکی کردیم و بیاین همه ی اختلافات جزئی رو هم برطرف کنیم ! هرچند شاید استاد کلا چشم پوشی میکرد از اینها! بچه هام دیدن منطقیه و گفتن اوکی ! 

جواب ایمیل استاد هم برام اومد و نوشته بود:

 سلام وقت بخیر

ضمن تشکر از زحماتتان به نظر مشکلی وجود ندارد فقط لازم است منحنی های میزان نیز به نحو مناسبی ترسیم گردد تا بتواند در مورد درست بودن کار قضاوت کرد و همچنین عوارض مسطحاتی نیز اضافه شود یا درشیت دیگر ارائه شود تا بطور جامع در خصوص آن قضاوت نمود
موفق باشید
با احترام "ن"

واقعا دگ جای کم کاری و بیخیالی نبود و شروع کردیم از اول ووو... 

و اینجوری شد که کل دیشب رو نخوابیدیم و تا 7.5 صبح مشغول کار بودیم و بعدش من پاشدم آماده شدم که برم ترمینال و برگردم خونه ... و دوستان موندن تو اتاق دوست جان اینا که یکم استراحت کنن و بعد برن خوابگاهشون ! و من هم در حالی که داشتم از شدت بیخوابی غش میکردم آماده شدم و حتی توی آژانس از خوابگاه تا ترمینال هم خوابیدم -__-
تو اتوبوس هم کل مسیر رو خوابیدم فقط گاهی با فکر این نقشه برداریه از خواب میپریدم ! 
تا جد این غرق شدن بی سابقه نیست ... زیادی متمرکز شم همینطور میشم:/ :))


دلم میخواهد بنویسم که آران چقد کمک میکنه   که خوب و پرانرژی کار کنم !! خیلی خیلی ازش ممنونم بابت محبتش ^_^



شب همگی خوش :)

برچسب: نویسنده: آرمان فلاح تاريخ: جمعه 10 دی 1395 ساعت: 15:18

صفحه بندی