چقدر عکاسی رو دوست دارم ! و چقدر دوربین عکاسی ندارم :|
و چقدر دارم سعی میکنم از حداکثر ظرفیت گوشیم استفاده کنم و هیچ اطلاعاتی ندارم و چقدر دارم پیج چند تا عکاسی که مدل عکاسیشون رو دوست دارم دنبال میکنم ! و چقدر چیز یاد گرفتم ازشون و چقدر بازم کمه !
تو دانشکده ،یک دوره آموزش عکاسی ثبت نام میکردن و منم رفتم دنبالش و رفتم ثبت نام های اولیه اش رو انجام دادم !!! چقدر خوب میشه ، اگه واقعا چیز یاد بدن و بتونم بهتر عکس بگیرم !
از وقتی پیج چند تا عکاس رو دنبال میکنم ، علاقه ام به سلفی گرفتن از بین رفته ! دوست ندارم ، خوشم نمیاد ، خیلی ساده است ، خیلی معمولیه !!!
بنظرم عکاسی واقعی اینه که با دیدن عکست، مخاطبت بگه وعووووووو بابا دمت گرم !!!! شایدم همین که خودت از کارت و شکارت ذوق کنی خودش عکاسی واقعی باشه :)
...
تو خونه که بودم بردم برام ی برنامه ریختن ... طرف آشنا بودش ! بعد من اصلا فرصت کار کردن با اون برنامه رو نداشتم و اینکه اصلا حتی دقیق نمیدونستم چیه ، فقط میدونستم واسم خیلی کاربرد داره و میخواستم از صفرصفر یادش بگیرم !
بعد خب فایل آموزشی براش گرفتم از استاد و گروه های تلگرام و ... تا ببینم کدومش برام راحتتره و با همون باد بگیرم !
اومدم شهر یونی و متوجه شدم اصلا کامل نصب نشده برنامه و منم چون با محیط برنامه آشنا نبودم نفهمیدم !!!
حالا بیا برو یکی و پیدا کن بلد باشه کامل و اون حلش کنه ....
راستش این ترم انقد پیش استاد نون بودم و کلی ازش چیز میز خواستم و پرسیدم و پیشش رفتم و پیشش رفتیم و.... دیگه روم نمیشد برم پیشش ! نمیدونم چرا ://
دیگه خلاصه دل و به دریا زدم و رفتم ... در اتاقش بسته بود گفتن رفته نهار !! ی فایلی هم بود باید از ی استاد دگ برای آران میگرفتم ، یکی از پسرای ارشدمون بهم گفته بود من میگیرم به تو هم میدم ، رفتم دیدم اونم یادش رفته بعد باهام پاشد اومد بریم پیش استاد ، بعد استاده هم نبود !!! بعد زنگ زد به استاد اونم گفت تازه از دانشگاه اومدم بیرون و دیگه برنمیگردم امروز !! بهش ارشده گفتم gis ( همون برنامهه ) بلدی ؟؟ گفت آره ... گفتم ی نگا ب لپ تاپم بنداز ببین مشکلش چیه ! نگاه کرد گفت اصلا نصب نشده و ... گفت برات نصب میکنم :)))))))
من و این همه خوشبختی محال بود ^_______^ ینی دگ قرار نیست برم پیش استاد نون و بازم ازش چیز بخوام :))) اون بنده خدا اصلا از اکن استادای چیزرنیست که با اکراه کارت رو انجام بدم و سرت منت بذارن و ...
بنظرم بهترین استاد دانشکده است .... بهههتترررین ! مهربون، کاربلد، جدی، شوخ ... همچیش سرجاشه :)))
ارشده گفت بیا بریم برات بزنم ، بعد خب معلوم بود کار داره ، گفتم کار داری ؛ شنبه میآرم که کار نداشته باشی چون اینم نصبش زمان بره !! فک کنم کلاس داشت اصن :|||
خدا ازش راضی باشه ^___^ خیلی کمک میکنه :)
...
بهههههههه .... امشب جشن روز دانشجو یکی از تشکل های دانشگاه بود ! واقعا مزخرف^_^ و مسخره بود ! من بخاطر اون برنامه گروه موسیقی شون رفته بودم که انگار مجوزش و لو کرده بودن چون فردا شهادته :/
آخه شهادت فردا چه ربطی به امشب داره ؟؟!!!
حالا این که هیچ ، نه مثل پارسال تریبون آزادشون واقعا تریبون بود ، نه بحث ها واقعا فرهنگی بود نه شاد بود نه غمگین هیچی نبود ! هیچ نو آوری و خلاقیتی تو برنامه نبود .... جذابیتش ب اون گروه بود که اونم مجوزش و کنسل کردن !
واقعا انتظارم خیلی بیشتر بود. ...
...
دلم پیتزا میخواد اونم از ی جای خفن ...
الان خب به یکک نفر پایه نیازمندم :\
...
کاش فردا کولاک برف شه یا بارون شدید شه ..
کسب و انرژی دولتی خیر
...
شب خوش :))
برچسب:
نویسنده: آرمان فلاح